معافیت‌های بشر دوستانه در چارچوب تحریم‌های همه جانبه اقتصادی، به عقیده فریده شایگان ، نه تنها ناکافی، بلکه بی‌رحمانه تلقی شده‌اند، زیرا اجازه تداوم تحریم ها و در نتیجه تداوم رنج مردم را می‌دهند. در واقع همانطور که کمک بشر دوستانه نمی‌تواند به حملات نظامی کوری که با نادیده گرفتن اصل تفکیک میان رزمندگان و غیر رزمندگان انجام می‌شود، مشروعیت ببخشد، معافیت‌ها و استثناهای بشر دوستانه در چارچوب تحریم های اقتصادی همه جانبه نیز فاقد چنین خصوصیتی محسوب شده اند. نویسنده بر آن است که شورای امنیت برای رفع این معضل باید رویکرد خود نسبت به صلح و امنیت بین المللی را تغییر دهد. صلحی که به بهای قربانی کردن حقوق بنیادین مردم بیگناه به دست آید به ناچار بی ثبات خواهد بود. اعتبار شورای امنیت به اتخاذ رویکردی منسجم نسبت به مجموعه اهداف سازمان از طریق وارد کردن ملاحظات انساندوستانه یا بعدی انسانی در مأموریت خود ، به عنوان عنصر ضروری صلح و امنیت بین المللی بستگی دارد. تحول سیاست تحریم ‌های شورای امنیت در جهت هدفمند ” هوشمند ” ساختن آنها بر مبنای رعایت اصل تفکیک میان رهبران سیاسی و نظامی و حامیان آنها از یک سو و غیر نظامیان بی گناه از سوی دیگر، به عقیده او می‌تواند تحریم های بین‌المللی را به ابزاری منطبق با حقوق بین الملل تبدیل نماید، مشروط بر اینکه با پیش‌بینی معافیت‌های بشر دوستانه بتوان آثار جانبی آنها را با هدف مورد نظر متناسب کرد. این در واقع نحوه عمل شورا در سال های اخیر بوده است.
تحریم‌های هدفمند اشخاص حقیق و یا حقوقی دولتی و غیر دولتی را که تغییر رفتارشان مورد نظر شوراست، هدف قرار می‌دهند . این سیاست یا رویکرد جدید به تحریم ها ، انحراف از نظام پیش بینی شده در منشور محسوب می‌شود.
فصل اول
تاثیرات مخرب تحریم ها بر
کشورهای هدف
1-1 صلح در قاموس سازمان ملل متحد
از مقدمه منشور ملل متحد و ماده یک آن،چنین استنباط می شود که صلح، چیزی فراتراز نبود جنگ (صلح منفی)است . این عبارات،حاکی از پیشرفتی انقلابی در ماهیت روابط بین المللی است و همان گونه که از قطعنامه 3/40 مجمع عمومی،مورخ 24 اکتبر 1985 تحت عنوان ((اعلامیه سال بین المللی صلح))بر می آید،ترویج و توسعه صلح و امنیت بین المللی،نیازمند اقدامات اثباتی و ایجابی دولت ها و ملت هاست.
این اقدامات،جهت حصول نتیجه مطلوب،نیازمند توجه و احترام به یک سری از امور از جمله احترام به توسعه اقتصادی ملت ها،تقویت و توسعه حقوق بشر وآزادی های اساسی، بالاترین سطح کیفی زندگی،برآوردن نیازهای بشر و حفظ محیط زیست و… است.3
بنابراین همانطور که ملاحظه می شود مقدمه وماده 1 منشور و نیز نهادهای ملل متحد، صلح را در معنایی موسع یعنی فراتر از فقدان جنگ(صلح منفی)مورد توجه قرار داده،در جهت تقویت مبانی صلح یا به عبارت دیگر،نیل به صلحی پایدار برای اهداف مذکور،ارزشی والا قائل شده اند.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

از سوی دیگر،سازمان ملل متحد،سیستم یا دستگاهی است که با بهره گیری از نظام ها و آیین های معین ، حول محور ارزش متعالی((مرتبت انسانی))که در صدر مقدمه منشور به آن اشاره شده و بشریت نماد آن است،به چرخش درآمده تا گردش حیات و اجرای مقررات بین المللی تابع نظمی معین شوند.
بنابراین چنانچه به مقدمه منشور بنگریم به وضوح و بی هیچ ابهامی در خواهیم یافت که آرمان ملل مت حد همانا محفوظ داشتن نسل های آینده از بلایای جنگ با اعلام ایمان به حقوق اساسی بشر و حیثیت و ارزش شخصیت انسانی است و راه رسیدن به این آرمان و هدف، برقراری صلح و امنیت بین المللی است. باتوجه به مقطع زمانی تصویب منشورَ،به نظر میرسد تاکید برنفی جنگ بدین خا طر بود که جنگ جهانی دوم خیانت گسترده دولت ها به جان و آزادی های انسان ها حتی شهروندان خودشان را به نمایش گذاشت و درک بهتری از ارتباط لاینفک بین حمایت بین المللی از حقوق بشر و حفاظت از صلح جهانی را پدید آورد.
با توجه به مطالب فوق،این ادعا که هدف اصلی و اساسی ملل متحد(که در لوای حفظ صلح و امنیت بین الملل پنهان است)برحفظ داشتن بشریت از آسیب های جامعه بین المللی استوار است ، بی اساس نخواهد بود.
بنابراین،مفهوم اصلی حفظ صلح،اعتلای حقوق بشر و حمایت از ارزش های انسانی است.

1-2 تحریم های هوشمند در چارچوب سازمان ملل متحد
ایده اتحاد و پیوستگی میان دولت و ملت در حقوق بین الملل سنتی،امری کاملا” پذیرفته به شمار میرفت.در آن دوران،جنگ تام نبرد میان ملت ها را به ذهن متبادر می ساخت و شهروندان دولت حتی درخارج از مرزهای کشور خویش نیز ناگزیر تبعات جنگی که کشورشان در آن درگیر شده،بود رامی پذیرفتند. از نیمه دوم قرن نوزدهم،با رسوخ اندیشه های انسانی در معاهدات ناظر بر مخاصمات ، این وضعیت به تدریج دچار تحول شد.
اصل تفکیک و ممنوعیت حمله به اهداف و افراد غیر نظامی،و نیز در پیش گرفتن رفتاری انسانی با(زندانیان جنگی ، پایه و اساس تحولی استه در کنفرانس های صلح لاهه (1899-1907)واسناد تنظیم شده در آن کنفرانس ها به وجود آمد. این فرایند در کنوانسیون های 1949 زیر و پروتکل های الحاقی 1977 تکامل یافت و از اوایل دهه 1990 با ایجاد دادگاه های کیفری بین المللی جهت مجازات جنایتکاران جنگی به اوج خود رسید.
این فرایند حکایت از آن دارد که حقوق بشر دوستانه بین المللی ضمن محدود ساختن حق دولتهای متخاصم در استفاده از شیوه ها و وسایل نبرد،صرفا” انهدام اهداف نظامی و کشتن نظامیان دشمن در زمان مخاصمات مسلحانه را تا زمانی که به اسارت در نیامده اند مشروع قلمداد کرده است. بدیهی است که اگر حقوق بین الملل در زمان درگیریهای مسلحانه بین المللی یا غیر بین المللی ،نیروهای متخاصم راملزم ساخته است ک اقدامات خصمانه خویش را متوجه یکدیگر سازند و از تعمیم آن به دیگران بپرهیزند،به طریق اولی در زمان صلح نباید مجوز اتخاذ اقدامات را صادر کند که برای تحت فشار قراردادن تعدادی قلیل،جمعی کثیر را قربانی می کند.
تحریم های بین المللی که در قالب سازمانی آن ا ز جمله در چارچوب فصل هفتم منشور مورد توجه قرار گرفته اند و از این ظرفیت برخوردارند که با تحت فشار قراردادن دولتی خاص ، آن را به تمکین در مقابل اراده شورای امنیت به عنوان نماینده جامعه بین المللی،وادار سازند. براساس ماده 41 منشور،شورای امنیت میتواند تصمیم بگیرد که برای اجرای تصمیمات خویش،لازم است به چه اقداماتی که متضمن استفاده از نیروی مسلح نباشد مبادرت ورزد،همچنان که می تواند ازاعضای ملل متحد بخواهد که به اقدامات مبادرت ورزند. این اقدامات ممکن است متضمن توقف تمام یا قسمتی از روابط اقتصادی، ارتباطات ریلی، دریایی،هوایی، پستی،تلگرافی،رادیویی و سایر وسایل ارتباطی و قطع روابط سیاسی باشد. ناگفته پیدا است که تحریم کشور،طبعا آثار سوئی برای مردم آن دارد. چنین امری لزوما” به معنای اعمال فشار موثر بر دولت ذیربط نیست. هدفمند و هوشمند شدن تحریم می تواند تا حد زیادی مانع بروز چنین تبعاتی شود.
تحریم های هوشمند،تحریم هایی هستند که علیه آن دسته از افراد، گروه ها و یا مقامات عالی رتبه اعمال می شوند که مسئول تخلف از قواعد بین المللی هستند4. این تحریم ها به گونه ای طراحی می شوند که هزینه وبهای عدم تمکین از مقررات بین المللی را برای دولت هدف،افزایش داده و در عین حال از فشار و رنجی که اغلب ازاعمال تحریم های جامعه براقشار آسیب پذیر تحمیل می شود، حذر می کنند. تحریم های هوشمند برای جلوگیری از بروز معضلات حقوق بشری و آثار جانبی ناخواسته ناشی از اعمال تحریم های جامع، مطمح نظر قرار گرفتند. در اعمال این نوع تحریم ها تلاش بر این است که اصول حقوق بشردوستانه و حقوق اساسی نوع بشر تا حد ممکن رعایت و از فشار بی رحمانه ای که تحریم های جامع بر مردم بی گناه کشورهای هدف تحمیل می کردند،کاسته شود. تحریم های مالی محوراصلی تحریم های هوشمند را تشکیل میدهند و اقداماتی از چون مسدودکردن دارایی ها در خارج از کشور،لغو استمهال بدهی های خارجی و خودداری از اعطای اعتبارات،وام ها و کمک های دولتی را شامل می شوند.
اقداماتی نظیر محدودیت های مسافرت های هوایی،محدودیت مسافرت و فعالیت دیپلمات ها و تحریم های ورزشی (به عنوان تدابیر غیرمالی)نیر در شمار تحریم های هدفمند قرار می گیرند5.
این گونه تحریم ها محدودیت های تسلیحاتی و کالاهای تجاری را نیز در بر میگیرند. بنابراین وجوه بارز تحریم های هدفمند به نوع تحریم ها و اشخاص مورد تحریم باز می گردد . این تحریم ها واجد آثار مثبت مضاعفی خواهند بود.از یک سو با توجه به معین شدن اشخاص حقیقی یا حقوقی مورد تحریم،کارایی آنها تا حد زیادی افزایش خواهد یافت و از سوی دیگر این ویژگی مانع از آن خواهد شد که اشخاص ثالث مستقیما” تحت تاثیر تحریم ها قرار گیرند.
1-3 تحریم های هوشمند ، گامی به سوی حفظ صلح؟
همان گونه که پیش از آین ذکر شد،میان حقوق بشر و صلح و امنیت بین المللی، رابطه تنگاتنگی وجود دارد وصلحی را که به قیمت قربانی کردن حقوق بشر به دست آمده باشد نمیتوان صلح نامید،بلکه بیش تر شبیه به آرامشی است که به زور سرنیزه و حکومت نظامی در شهری پرآشوب برقرار شده و تنها منتظر جرقه ای است تا ازهم بپاشد و این بار، آشوبی برپا کند که دیگر نتوان مهارش کرد. این دقیقا” مصداق صلحی است که با نقض قواعد آمره ، حقوق بشر و بشردوستانه برقرار شود. این صلح، صلحی شکننده یا در مفهومی موسع جز تهدیدی علیه صلح نیست.بنابراین با توجه به ضربات مهلکی که تحریم های جامع شورای امنیت برافراد بی گناه وارد آوردند و با درنظرگرفتن هدف شورا از اعمال این گونه تحریم ها که همانا برقراری صلح و امنیت جهانی است،می توان چنین اذعان داشت که این گونه تحریم ها با نقض حقوق بشر،در بلند مدت، خود از موجبات تهدید صلح خواهند بود و شورا با اعمال چنین تحریم هایی نقض غرض کرده است.
شورای امنیت در رویه خود بر این حقیقت صحه گذاشته است6 این امرمی تواند از اعتبار تصمیمات شورا در سطح جامعه بین المللی بکاهد. با توجه به این مطالب به نظر می رسد تحریم های هوشمند که سعی در الزام به رعایت حقوق بشر دارند وتا حد ممکن به دنبال کاهش آثار زیان بار تحریم های جامع بر مردم عادی کشورهای هدف هستند،بتوانند شورای امنیت را به سوی برقراری صلحی پایدار هدایت کنند.
1-3-1 تحریم های جامع و نقض حقوق بنیادین بشر

  • 1

پاسخ دهید